Ŋαʀβεℓℓα's place

دعوت شده اید به خانه انار، به صرف شعر و چایِ تازه دم، همجوار تعدادی کتاب و اندکی بوی هنر و بسیار بسیار دلتنگی های نانوشته.. مشتاق خواندن و شنیدنتان هستم♥️✨

«بار هستی»

«بار هستی»

Narbella Narbella 31 اردیبهشت · Narbella ·

کتاب دوم 

«بار هستی» اثر میلان کوندرا

میلان کوندرا این کتاب را در سال ۱۹۸۴ و در ۵۵سالگی منتشر کرد. او متولد جمهوری چک است و در سال ۱۹۷۵ به فرانسه تبعید شد. دانستن این پیشینه‌ی پر فراز و نشیب، ممکن است در ابتدای مواجهه با کتاب، خواننده را به قضاوتی ناپخته—مثبت یا منفی—درباره‌ی نویسنده سوق دهد؛ درست شبیه همان دوگانگی‌ای که عنوان کتاب القا می‌کند.

اما نکته‌ی جالب اینجاست که پس از پایان «بار هستی»، کوندرا را نه با کشور زادگاهش می‌شناسید، نه با تبعید و تاریخ و عدد؛ آن چه از او می ماند نگاهش به انسان و زندگی است. 

بار هستی از آن کتابهایی نیست که احساساتت را قلقلک بدهد یا اشکت را در بیاورد،در آغاز یه شکل یک رمان عاشقانه و تا حدی ساده به سخن می آید اما در ادامه به خواننده اجازه میدهد احساسات را،افکار را ببیند،نه صرفا همدان پنداری کند یا احساساتی شود.

همین فاصله آگاهانه و حساب شده به من اجازه داد تا به جای پناه بردن و یا تقدیس کردن ،برای فهم داستان و شخصیت ها تلاش کنم که بسی تجربه ای کمیاب و قابل تقدیر است.

کوندرا بارها با مخاطب مستقیم سخن می‌گوید و حتی نظرش را بی پرده اعلام میکند.

روایت پراکنده و پازل گونه است و همین پراکندگی و‌پازل گونه بودن نقطه اوج کتاب است.

اغلب حس میکردم نویسنده خاطرات این افراد را ناگهانی به خاطر آورده و نوشته است،هرجا بخواهد صبر میکند،مکث میکند،به عقب بازمی‌گردد و حتی از زاویه دید دو شخصیت یک موقعیت را توصیف میکند، و در نهایت هرچه را بی اهمیت بداند رها میکند و ادامه نمی‌دهد.گاه جزییات را توصیف میکند و گاهی کلی نگری را برمی‌گزیند.

در کل روند کتاب عجیب است،نه روان و نه خسته کننده، پایان کتاب احساسات انسان را بر نمی انگیزد،بیشتر شبیه پایان یک فیلم فلسفی است که بعد از تیتراژ پایانی،تازه افکار به ذهن آشفته هجوم می آورند،سیصد و اندی صفحه کتاب خوانده ای،سرت سوت میکشد بی آنکه داستان عجیبی خوانده باشی!

در میانه داستان گم میشوی و در انتهای آن خودت را باز میابی،شاید هم خود جدیدت را✨

روزگاریست..

Narbella Narbella 31 اردیبهشت · Narbella ·

روزگاریست که سودایِ بتان دینِ من است

غمِ این کار‌، نشاطِ دلِ غمگین من است

دیدنِ رویِ تو را دیدهٔ جان‌بین باید

وین کجا مرتبهٔ چشمِ جهان‌بینِ من است؟

یارِ من باش که زیبِ فلک و زینتِ دهر

از مه روی تو و اشکِ چو پروینِ من است

تا مرا عشقِ تو تعلیمِ سخن گفتن کرد

خلق را وردِ زبان، مدحت و تحسینِ من است

دولت فقر خدایا به من ارزانی دار

کاین کرامت سببِ حشمت و تمکینِ من است

واعظِ شَحنه‌شناس این عظمت گو مفروش

زان که منزلگهِ سلطان، دلِ مسکینِ من است

یا رب این کعبهٔ مقصود تماشاگه کیست؟

که مغیلانِ طریقش گل و نسرینِ من است

حافظ از حشمتِ پرویز دگر قصه مخوان

که لبش جرعه‌کش خسرو شیرین من است

«جین ایر»

«جین ایر»

Narbella Narbella 31 اردیبهشت · Narbella ·

کتاب اول«جین ایر» اثر شارلوت برونته

«جین ایر» اثر شارلوت برونته، یکی از سه خواهر نویسنده برونته است که در ۳۶ سالگی درگذشت. آثار دیگری هم دارد، اما این رمان از همه مشهورتر است، نه فقط به خاطر داستان، بلکه به دلیل بازتاب زندگی و تغییرات فرهنگی دوران ویکتوریا.

با وجود تلاش من برای اتمام کتاب، پایان آن نتیجه‌ای که انتظار داشتم نداشت. ساده‌انگارانه بود، گویی حوصله نویسنده در فصل آخر تمام شده و فقط داستان را می‌خواهد تمام کند،با این حال، فضاسازی رمان بی‌نهایت دوست‌داشتنی است. جزئیات را چنان ظریف و هنرمندانه توصیف کرده که گاهی حوصله‌ات سر می‌رود، اما همین توجه دقیق به محیط و احساسات، خلاقیت ذهن نویسنده را نشان می‌دهد که بسیار ستودنیست. دسترسی محدود خواننده به زاویه دید جین ایر باعث می‌شود پیچش‌های داستانی شکل بگیرند و همین محدودیت در پایان رمان بیشتر خودنمایی می‌کند. ما فقط آنچه را جین می‌خواهد بدانیم دریافت می‌کنیم، نه بیشتر و این ویژگی هم نقطه ضعف است و هم نقطه قوت.

داستان از دید یک دختر ۱۰ ساله شروع می‌شود و تا داستان یک زن ۳۰ ساله ادامه دارد. گاهی حس می‌کردم جین قرار است تا ۶۰ سالگی هم داستانش را روایت کند! استفاده از نکات ظریف برای جلب توجه مخاطب هم در زمان خود نوآورانه بوده است.

برای دختران، «جین ایر» رمانی مهم و خواندنی است. بسیاری مجذوب فضای کتاب و داستان عاشقانه شده‌اند، عده‌ای از زیاده‌روی‌های مذهبی متن لذت برده‌اند. با این حال، از نظر من یک بار خواندن کافی است و در مقایسه با رمان «ربکا»، از لحاظ نوشتار، بیان و پایان‌بندی، «ربکا» برای خواندن دوباره جذاب‌تر است.

کتاب به شدت به مسیحیت و اعتقادات جین می‌پردازد. این موضوع ممکن است تحسین برخی را برانگیزد، اما از نظر من طعنه‌ای است بر دیدگاه‌های بسته مذهبی در بستر تاریخ، به ویژه از طریق کشیش جوانی که دیدگاه‌های متعصبانه ای نشان می‌دهد و خواننده خودش باید تصمیم بگیرد آنها را بپذیرد یا نقد کند.

مباحث مذهب و جنسیت در متن پراکنده‌اند، و اغلب در قالب پرسش‌هایی درباره تفاوت زن و مرد، کار درست و غلط یا آسان و سخت بیان میشوند. به نظر می‌رسد اکثر طرفداران کتاب خوانندگانی احساسی و پر شور هستند که بیشتر به مفاهیم سطح داستان علاقه نشان میدهند.

با وجود این تجارب بازهم می‌توان کتاب را در رده کتابهای لذت‌بخش با تجربه خواندن یک رمان کلاسیک مناسب دسته بندی کرد.

 

آغاز..

Narbella Narbella 30 اردیبهشت · Narbella ·

در آغاز فقط من بودم و غاری تاریک اما...به گمانم آغاز و پایانی یکسان مرا میخواند

و مسیر است که توجهم را جلب می‌کند..

غیر از مسیر که همگی..از خاک بر آمدیم و برخاک شدیم