Ŋαʀβεℓℓα's place

دعوت شده اید به خانه انار، به صرف شعر و چایِ تازه دم، همجوار تعدادی کتاب و اندکی بوی هنر و بسیار بسیار دلتنگی های نانوشته.. مشتاق خواندن و شنیدنتان هستم♥️✨

کس در همه آفاق به دلتنگی من نیست

گلگشت چمن با دل آسوده توان کرد

آزرده‌دلان را سر گلگشت چمن نیست

از آتش سودای تو و خارِ جفایت

آن کیست که با داغ نو و ریش کهن نیست

بسیار ستمکار و بسی عهد شکن هست

اما به ستمکاری آن عهدشکن نیست

در حَشْر چو بینند بدانند که وحشیست

آنرا که تنی غرقه به خون هست و کفن نیست 

وحشی بافقی

روزگاریست..

Narbella Narbella 31 اردیبهشت · Narbella ·

روزگاریست که سودایِ بتان دینِ من است

غمِ این کار‌، نشاطِ دلِ غمگین من است

دیدنِ رویِ تو را دیدهٔ جان‌بین باید

وین کجا مرتبهٔ چشمِ جهان‌بینِ من است؟

یارِ من باش که زیبِ فلک و زینتِ دهر

از مه روی تو و اشکِ چو پروینِ من است

تا مرا عشقِ تو تعلیمِ سخن گفتن کرد

خلق را وردِ زبان، مدحت و تحسینِ من است

دولت فقر خدایا به من ارزانی دار

کاین کرامت سببِ حشمت و تمکینِ من است

واعظِ شَحنه‌شناس این عظمت گو مفروش

زان که منزلگهِ سلطان، دلِ مسکینِ من است

یا رب این کعبهٔ مقصود تماشاگه کیست؟

که مغیلانِ طریقش گل و نسرینِ من است

حافظ از حشمتِ پرویز دگر قصه مخوان

که لبش جرعه‌کش خسرو شیرین من است