آلبرت کاموس «Abert camus»معروف به آلبر کامو (چون فرانسویا آخر کلمه‌ها رو می‌خورن).

در سال ۱۹۱۳ به دنیا اومد، خانوادش فقیر بودن و با بورسیه تحصیلی به دبیرستان رفت. کامو بعداً در دانشگاه فلسفه خوند و ترکیب فقر، تحصیل و فضای التهاب جهانی—در حالی که دو جنگ جهانی رو تجربه کرده بود—خیلی روی نوشته‌هاش تأثیر گذاشت.

آلبر کامو، اسطوره و الگو نیست، بی شک انسان خوش فکر و عمیقی هست، اما اسطوره نیست و انسان خوبیه؛برای خوب بودن نیازی به کامل بودن نیست. او به جای کامل بودن، متفکر بود؛ ویژگی‌ای که من خیلی دوسش دارم و به نظرم قابل ستایشه!

این مرد در سن ۴۷ سالگی بر اثر تصادف رانندگی از دنیا رفت، یعنی سال ۱۹۶۰. از کامو یک دختر و یک پسر دوقلو برای همسر دومش به یادگار موند و برای معشوقه فرانسویش هم نامه‌هایی به جا مونده که در سال ۲۰۱۸ به کتاب تبدیل شدن.

کامو علاوه بر فکر، به احساساتش هم توجه داشت؛ منزوی نبود، اما گاهی احساس تنهایی می‌کرد. به نظر من، او یکی از مردان برجسته قرن ۲۰ بود و در عین حال یک آدم عادی. اگر کتاباش نبودن، خیلی چیزای قشنگ و تجربه‌های انسانی از دستمون می‌رفت.

این خلاصه‌ای بود که دلم می‌خواست قبل از معرفی طاعون، درباره‌ی نویسنده‌ی پرآوازه و پرحاشیه‌ش بگم.(: