آدمی آفریده شده تا آرامش نیابد،هرگز راضی نشود و هیچ چیز ساحل مطلوبش نباشد..

 

 

در دل انسانِ سازنده، ذاتی ویرانگر جوشش میکند،بیکاری موجب خرابکاری است،این خرابکاری نیز وجهه بیرونی و درونی دارد،یعنی گاهی انسان اطرافش را خراب می‌کند و گاهی روح و روانش را

و همیشه احساسی برای حرکت و فرار از سکون در درون انسان جاریست..

در حالی که همه ما ادعا میکنیم نیازمند آرامش و سکونیم،اگر آرام و ساکن باشیم احساس آبی راکد بر وجودمان غلبه می‌کند..خود را بر هر دری میزنیم تا از این آرامش خلاصی یابیم..

مخلص کلام اینکه بیکاری عامل فساد بشر است!